حانیه قبادیحانیه قبادی، تا این لحظه: 19 سال و 11 ماه و 20 روز سن داره

خاطرات کودکی حانیه

بدون عنوان

عزیز دل مامان این عکس تو ورزشگاه آزادی انداختی بازی پرسپولیس و النصر که نتیجه 0-1 به نفع پرسپولیس تمام شد ...
18 آذر 1394

تولد

دختر عزیزم ،فرشته ی دوست داشتنی و مهربون آبانی ِ من ، تولدت هزاران بار مبارک عزیزم نفس مامان خیلی خیلی خیلی من وبابا دوست داریم . و بهت تبریک میگیم امیدوارم انشاءا... در پناه خدای بزرگ و مهربون و زیر سایه مامان مریم و  بابا محمد  120 ساله بشی و تولدتو هر سال جشن بگیریم   فدات بشم خیلی دوست داشتم که امروز بهترین تولدو برات بگیرم اما دختر مامان تولدت برابر با 13 محرم بخاطر همین نمیتونم برات جشن بگیرم اما با بابا تصمیم گرفتیم برات کائدو بگیریم و برای شام بریم بیرون رستورانی که دوست داری شام بخوریم  بعدشم چند تا عکس یادگاری بگیریم . اما مامانی بهت قول میدهیم که بعد از ماه محرم یه جشن خوب برات ...
5 آبان 1394

ماه محرم

عزیز دل مامان ماه محرم شروع شده امروز روز 5 محرم . خیل خوشحالم و خدارو هزار بار شکر میکنم که خدا دختر ی مثل تو به من داده با اینکه سنت کمه اما یه حس خاصی داری به امام ها هر وقت تو هر مراسمی میریم بیشتر از من اشک میریزی با اینکه هیچ وقت دوست ندارم اشکهاتو ببینم اما این موقع ها خیلی خوشحال میشم اشک شوق تو چشمهام جمع میشه . فدای دخترم بشم امیدوارم که وقتی هم بزرگ میشی همینطور باشی   ...
27 مهر 1394

عروسی دایی

سلام دخمر گلم ، عزیزم فکر نکنی مامانی بی وفا شده و چرا این چند وقته هیچ پستی برات نذاشتم . آخه این چند وقته همش درگیر خرید برای عروسی بودیم هفته قبل عروسی دایی بود منم بعداظهرها که از سر کار برمی گشتم تا میرفتیم خرید و برمیگشتیم خسته میشدم دیگه فرصت نداشتم . برای عروسی هم رفتیم شهرستان 5 روز اونجا بودیم خیلی بهون خوش گذشت اما بیشتر به تو  خوش گذشت کلی رقصیدی روز عروسی هم از لحظه ای که از آرایشگاه برگشتیم تا آخر شب رقصیدی موقع رقص متوجه خستگی نبودی اما آخر شب بعد از تمام شدن مراسم همش میگفتی مامان پاهام تازه متوجه خستگیت شده بودی مامانی فدای دخترش بشه .بعدشم انقدر خسته بودی که همون لحظه با شینیون موهات خوابیدی  بعد ...
31 شهريور 1394

تبریک روز دختر

عزیز دل مامانی امروز روز دختره خیلی خوشحالم که خدا دختر خوب و فهمیده ای مثل تو به من وبابایی داده تو افتخار من وبابایی هستی الان که بچه ای رفتار و اخلاقت ، هوش و خلاقیتت زبانزد همه امیدوارم که همیشه همینطور باشه . راستی برای کائدو امسالت یه عروسک گرفتیم از این چند کاره ها خیلی خوشحال شدی این و که گرفتیم امکاناتش از اون قبلیه بیشتره تو هم از دیدنش ذوق کردی اولین کاری که کردی مثل همیشه شروع کردی به تعریف کردن از من وبابا . بابایی ( من خیلی خوشحالم که بابایی خوبی مثل تو دارم همیشه اون چیزی که من دوست دارم برام میگیری ) مامانی ( مرسی مامان خیلی دوست دارم بعد رو به عروسکت کردی گفتی مامان من خوشگلترین مامان دنیاست ) بعد از اونم تمام...
25 مرداد 1394